آرشیو مهر, ۱۳۸۷

سفر به دیار نیما…

منتشر شده در مهر ۲۷م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

یا محمد تاجیک به دیار نیما رفتیم. در راه متوجه شدیم حمید گردان عزیز هم همسفرمان است!
یوش روستایی است در شهرستان نور استان مازندران. این روستا به دلیل آن که زادگاه نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی بوده است شهرت فراوانی دارد.
یوش، روستایی کوچک و خلوت که هر گوشه‌اش فریاد می‌زند: تو را من چشم‌ در راهم…

فکر کنم یوش تنها جایی در ایران باشد که نام احمد شاملوی بزرگ را در کوچه‌هایش نصب کرده است.

درب ورودی خانه نیما یوشیج و مرد روستایی که سوار بر اسبش عبور می‌کند.

همسفران ما بر مزار نیما.

عکس یادگاری همسفران در خانه نیما یوشیج.

همسفران.

این پیرمرد روستایی و همسرش خساوتمندانه ما را میهمان سیبهای باغشان نمودند.

این اطاقک کوچک مسجد حضرت رقیه یوش است.

باغ سیب…

پاییز آرام آرام به سراغ یوش آمده است…

آقا گاو عزیز برای محمد تاجیک ژست می‌گیرد.

حمام میرزا حسن قره تبریز

منتشر شده در مهر ۲۶م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

حمام سنتی “میرزا حسن قره” در شهر تبریز که این روزها نام “گرمابه فردوسی” را به خود گرفته است، به گفته اهالی محل و گردانندگان آن نزدیک به ۴ قرن قدمت دارد.
این گرمابه که در نزدیکی بازار تبریز و در خیابان فردوسی قرار گرفته است, سالهاست که میزبان اهالی تبریز و بسیاری از بازاریان است.
پس از گذشت ۴۰۰ سال، این گرمابه هنوز هم مشتریان مخصوص به خود را دارد.

[Gallery not found]

سفرنامه تبریز

منتشر شده در مهر ۲۰م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

حسن سربخشیان دبیر جشنواره در مراسم افتتاحیه با اشاره به صدای گوشخراش بلندگوها از فریادهای مجری برنامه انتقاد کرد و سخنرانی خود را با صدای آرام انجام داد. نکته جالب اینکه پس از سخنرانی سربخشیان، مجری برنامه باز هم فریاد می‌کشید!

کیک تولد همراه با نورافشانی. استاد اسماعیل عباسی که از نبود ویدئو پروژکتور و پرده برای نمایش عکسها انتقاد کرد، اینگونه از جانب حسن سربخشیان تبریک تولدش را دریافت کرد. برخلاف شایعات موجود در مورد شکل کیک تولد، سربخشیان اعلام کرد کیک جوجه تیغی تنها کیکی است که آن وقت شب می‌شود خرید! گویا برنامه‌های جشنواره جوری چیده شده بود که با تولد استاد عباسی مقارن باشد.

اسماعیل عباسی در حال راه رفتن روی فرش قرمز جشنواره!

میز شام. هیچ توضیحی در مورد چهره محمد تاجیک (نفر اول سمت چپ) وجود ندارد!

حمام سنتی میرزه حسن قره که توسط عکاسان قرق شده است. از راست به چپ محمد خیرخواه، منصور حقگو و محسن شاهمردی. در این عکس هم توضیح دادن در مورد حالت عکاسی منصور بی فایده است !

کلیسای سنت استپانوس. بیتا ریحانی برای ثبت شدن این عکس برایم ژست می‌گیرد.

کلیسای سنت استپانوس. این عکس نشان می‌دهد که محسن شاهمردی (نفر اول سمت راست) علاقه بیشتری به دوربینش دارد.

نگهبان کلیسای سنت استپانوس.

مراسم اختتامیه. بابک بردبار جایزه اول در بخش بازار تبریز را به دست آورد. شیء عمودی که در سمت چپ کادر می‌بینید میله‌ی نورافکن است!

حسین فاطمی جایزه خود را از بهمن جلالی و پیمان هوشمندزاده دریافت کرد. میله‌ی نور افکن به وسط عکس متمایل شده است!

مراسم قالیشویان مشهد اردهال

منتشر شده در مهر ۱۲م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

مشهد اردهال روستایی در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان در ایران است. این روستا در میان افراد محلی به مشهد قالی نیز مشهور است. در این محل بنای امامزاده سلطان علی بن محمد باقر قرار دارد که قدمت آن به سده ششم هجری می‌رسد.
مردم فین کاشان در سال ۱۱۳ هجری قاصدی را به نام عامر بن ناصر فینی به مدینه نزد امام محمد باقر فرستاده بودند و از او درخواست پیشوایی را داشتند. امام فرزند خود سلطانعلی برادر امام جعفر صادق را رهسپار ایران و شهر کاشان کرد. امامزاده به کاشان رسید و در محله فین بزرگ ساکن شد و تابستانهابه دلیل گرمی هوا به منطقه اردهال می‌رفت. چند سالی اوضاع بدین صورت بود تا اینکه امامزاده سلطانعل‍ی از نفوذ زیادی در بین مردم برخوردار گشت و این باعث ترس حاکم اردهال که زرین کفش بارکرسفی نام داشت شد. وی سپاهی را برای قتل حضـرت سلطان علی به منطقـه میفرستد و آن حضرت سرانجام در یک جنگ نابرابر که ۱۳ روز طول کشید، همراه یارانش در منطقه ییلاقی اردهال به شهادت می‏رسد.
مردم فین پس از شنیدن خبر سراسیمه به طرف اردهال حرکت می‏کنند، ولی زمانی می‌رسند که حضرت به شهادت رسیده ‌است، آنها حضرت را در قالی می‌پیچند و در نهر آبی که در آن نزدیکی است، شستشو میدهند و دفن می‏کنند. از آن زمان تاکنون همه ساله در دومین جمعه مهر ماه و با حضور هزاران نفر از مردم فین و کاشان آیین سنتی مذهبی قالیشویان برگزار می‏شود.
چوبهایی که افراد در دومین جمعه مهر ماه هر سال به دست می‌گیرند دو روایت دارد. اول اینکه برای شستن قالیها در مشهد اردهال به کار می‌رود و دوم اینکه افراد آنها را به نشانه خونخواهی به دست می‌گیرند.

[Gallery not found]

دندانپزشکی

منتشر شده در مهر ۱۰م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

عده معدودی از سلمانی‌ها، شاگرد زرگرها و عطارها را میتوان اولین افرادی دانست که با استفاده از روش‌های گوناگون، مبادرت به کشیدن دندان، گذاشتن روکش، ساختن دندان مصنوعی و یا برای تسکین دردها و اورام دهانی آنهم با وسایل بسیار اولیه مبادرت به انجام امور دندانپزشکی میکردند.
بعدها مسئله آموزش دندانپزشکی مطرح شد که پیشگامان این حرکت را میتوان کتر میلچارسکی، دکتر سیاح و برخی دیگر از دندانپزشکان آن زمان دانست. ذکر این نکته لازم است که دندانپزشکی شاخه‌ای ازطب میباشد و تنها کلاس طب تا سال ۱۲۹۷ در مدرسه دارالفنون بود.
درآبان ماه آن سال کلاس طب به مدرسه طب تغییر کرد و در نتیجه این مدرسه دارای اتاق و رییس جداگانه‌ای گشت که محل آن در حیاط بزرگ دارالفنون قرارداشت. با گذشت زمان وبا جدا شدن مدرسه طب از دارالفنون چنداتاق درحیاط وزارت معارف به آن اختصاص داده شد.
در سال ۱۳۰۰ که دکتر سیاح تحصیلات خود را دراروپا به پایان رسانید، به ایران مراجعت و با افرادی نظیردکترمیلچارسکی، دکتراشتومپ و دکتر استپانیان آشنا شد. اکثرآنها پزشکان مخصوص دربار بودند. در آن زمان به پیشنهاد دکترمیلچارسکی و دکتر سیاح وتصویب مسوؤلین وقت دستور راه‌اندازی مدرسه دندانسازی داده شد.این مدرسه در سال تحصیلی ۱۳۰۹-۱۳۱۰ وابسته به مدرسه عالی طب و مدیریت آن به عهده دکتر میلچارسکی و بعد به دکتر سیاح واگذارگردید. در آن زمان مدرسه دندانسازی دارای دو اتاق و یک زیر زمین بود که امور درمانی، لابراتوری و اداری در آن انجام می گرفت.
تجهیزات و برخی از مواد عبارت بودند از چند صندلی با سلفدان‌های حلبی، چهار عدد چرخ پائی دندانپزشکی جهت کلینیک، یک میز چوبی، سه عدد چهارپایه، یک ولکانیزاتور و گچ ساختمانی که توسط محمدخان اولین مستخدم مدرسه دندانسازی کوبیده میشد و الک میگردید.
آموزش‌های نظری و عملی در این مقطع توسط دکتر آشوت هاروطونیان و شهریار سلامت انجام می شد.
پایه دانشگاه به سبک دانشگاه‌های اروپایی در سال ۱۳۱۳ ریخته شد. در مهرماه آن سال دکتر سیاح رئیس دانشکده ودکترمحسن لک عهده دار تدریس کلینیکی شدند. دوره آن پنج سال بود که چهارسال آن صرف آموزش‌های عملی ونظری میگردیدو یکسال جهت تهیه وتدوین پایان نامه.

[Gallery not found]

به سادگی خوردن یک فنجان چای داغ!

منتشر شده در مهر ۱۰م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

تهران – خیابان کریمخان – مهر ماه ۱۳۸۷
پی‌نوشت : گوسفند زنده یا … ؟!
پی نوشت ۲ : بنده هیچ تغییری در عکس نداده‌ام آن شماره‌ای هم که معلوم نیست خودش این شکلی است! اگر قرار بود تغییری در عکس بدهم کل شماره را محو می‌کردم.

عکاسی خبری و فوتوشاپ

منتشر شده در مهر ۸م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

[SinglePic not found]دوست عزیزم حنیف شعاعی (که من دوست دارم فامیلی‌اش را شعائی بنویسم!) مقاله بسیار ارزشمندی را ترجمه کرده که بسیار خوشحالم کرد. حنیف هنوز سایتی برای خودش دست و پا نکرده و این مقاله هم از طریق ایمیلی که برایم فرستاده، به دستم رسید. از او کسب اجازه کردم تا این مطلب را عینا در اینجا منتشر کنم. امیدوارم همانطور که حنیف آرزو کرده، انتشار این مطلب بتواند به علمی‌تر شدن عکاسی کمک کند.

یادداشت مترجم: مقاله ی پیش رو برگردانی‌ست از نوشته‌ای در وبلاگ خبر گزاری رویترز. این مقاله که در آگوست ۲۰۰۶ منتشر شد‌، در واقع به مناسبت انتشار عکسی بود که از عدنان حاج، فتوژورنالیست لبنانی، که بیش از ۱۰ سال با خبرگزاری رویترز همکاری داشت در این خبرگزاری منتشر شد. ماجرای این عکس‌ها از این قرار بود که عدنان در ویرایش عکسی که مربوط به بمباران لبنان بود بیش از حد اغراق کرده بود. در واقع او با استفاده از ابزار “ClonStamp” و “Burn” قسمت هایی از دود ناشی از بمباران را غلیظ‌تر از حد معمول نشان داده بود و هم چنین در تصویر دود و ساختمان‌ها را در چند جا تکثیر کرده بود. خبرگزاری رویترز بعد از فاش شدن این ماجرا توسط یک وبلاگ، عدنان حاج را اخراج کرد و تمام ۹۲۰ عکس او را از آرشیوش پاک کرد. هم چنین رویترز از تمام خوانندگانش به صورت رسمی عذرخواهی کرد.

این مقاله نیز به بهانه‌ی اتفاقات مشابه در رسانه‌های مختلف ایران و با هدف قضاوت عادلانه و تنویر این موضوع به فارسی برگردانده شد. بی شک ترجمه‌ی مقاله خالی از اشکال نیست و تنها به دلیل وجود دغدغه‌ی این موضوع اقدام به ترجمه‌ی آن کردم. امیدوارم که خواندن این مطلب مفید واقع شده و ادامه‌ی مسیری باشد به سوی هر چه علمی‌تر شدن عکاسی در ایران.

حنیف شعاعی / هشتم مهر هشتاد و هفت

***

[SinglePic not found]
عکس مربوط انفجار لبنان در سال ۲۰۰۶ و دستکاری آن در خبرگزاری رویترز

عکاسان خبری معمولاً عکس‌های خود را با نرم افزار فوتوشاپ پردازش می‌کنند. ولی در این موضوع یک اصل ‌اساسی  در دنیای عکاسی خبری وجود دارد و آن این است که ما تنها مجاز به پردازش عکس دیجیتال تا حدی هستیم که در دوران عکاسی فوتوشیمی(نگاتیو)‌ می‌توانستیم در تاریک‌خانه آن کار را انجام دهیم. هنگامی که باز‌ می‌گردیم به روز‌های تاریک‌خانه، درمی‌یابیم که ما از ابزارهایی بسیار ابتدایی برای ظهور عکس استفاده می‌کرده‌ایم. در چاپ‌های سیاه و سفید شدت کنتراست با درجه‌بندی‌های مختلف کاغذ عکس تغییر پیدا می‌کرد. هرچه‌قدر شماره‌ی کاغذ عکس بیشتر بود کنتراست عکس هم بیشتر می‌شد.
در جایی که کار می‌کردم، ما برای چاپ عکس‌های‌مان از‌ کاغذهای نمره‌ی ۳، ۴ و یا ۵ استفاده می‌کردیم. ما می‌توانستیم  با استفاده از این کاغذها همانند ابزار Dodge وBurn  درفوتوشاپ نواحی دلخواه را روشن و یا تیره‌تر کنیم. ابزار Dodge با پیچاندن تکه‌ی کوچکی مقوا به اندازه‌ی یک سکه‌ی ۵ تومنی دور گیره‌ی کاغذ ساخته می‌شد. ابزار Burn تکه‌ی مقوایی در اندازه‌ی ۸ * ۱۰ برابر کاغذ عکس بود که روزنه‌ای در مرکز آن وجود داشت.
اگر لکه‌ی گرد و ‌خاک در اثر کثیفی نگاتیو روی عکس می‌افتاد ما از وسیله‌ای به نام اسپوتون استفاده می‌کردیم. اسپوتون نوعی رنگ بود که که با قلم بسیار نرمی روی عکس کشیده می‌شد تا لکه‌ها ازبین بروند. یک ابزار دیگر که هنگام چاپ عکس رنگی می‌شد از آن استفاده کرد تغییر تراز رنگ بود. این عمل به وسیله‌ی قرار دادن فیلترهایی میان منبع نور و کاغذی که عکس قرار بود روی آن چاپ شود انجام می شد.
هنگامی که سراغ اسکن کردن نگاتیوهای‌مان و هم‌چنین عکاسی دیجیتال رفتیم، فوتوشاپ هم برای‌‌مان جدی‌تر شد. با این برنامه همان کارهایی را می توانستیم انجام دهیم که پیش از این در تاریک‌خانه انجام می‌دادیم. تغییر دادن کنتراست، سوزاندن و روشن کردن تصاویر و تراز رنگ عکس اکنون به کمک نرم افزار انجام می‌شود.
بحث برانگیزترین ابزار در فوتوشاپ مربوط به استفاده از ابزار Cloning(شبیه‌سازی) است. تنهااستفادهی پذیرفته شده و مقبول از این ابزار مربوط است به پاک کردن و از بین بردن لکهها وغبارهای روی عکس که ناشی از آلودگی روی سی‌سی‌دی یا لنز دوربین است.
ما برای استفاده از ابزار کلونینگ به منظور  تغییر محتوای عکس توسط یک قانون منع شده‌ایم و آن این است که حق نداریم چیزی به عکس اضافه، کم و یا جا‌به‌جا کنیم. ابزاری که ما در فوتوشاپ از آن‌ها استفاده می‌کنیم عبارتند از:  curves،  Levels و saturation  و برای تغییر کنتراست و هم چنین ابزار color balance برای اصلاح رنگ عکس به رنگ طبیعی که چشم می‌بیند.
و اما مطلبی که در کتابچه‌ی روزنامه‌نگاری رویترز  به عکاس‌ها می‌گوییم :
- فوتوشاپ یک برنامه‌ی بسیار پر قدرت برای کار بر روی تصویر است.
- ما تنها از قسمت نا‌چیزی از این قابلیت‌ها برای برش‌، ‌تغییر اندازه‌، و میزان کردن رنگ عکس‌ها‌ی‌مان استفاده می‌کنیم.
- فوتوشاپ ابزاری است که با آن کارمان را ارائه می‌دهیم.
- قانونی هست که چیزی اضافه یا کم نشود. گمراه کردن بیننده و دست بردن در تراز رنگ عکسی که به تغییر کردن محتوا بیانجامد، در قانون منع شده.
- فوتوشاپ یک برنامه‌ی ویرایش‌گر و پردازش‌کننده‌ی قوی تصاویر است با دنیایی از ابزار و قابلیت‌ها که عکاسان را در مسیر ارائه‌ی عکس‌هایی با بهترین کیفیت کمک می کند.
- این طور نیست که ۲ نوع برنامه‌ی فوتوشاپ وجود داشته باشد. یکی برای استفاده‌ی عکاسان خبری و دیگری برای استفاده در عکاسی تبلیغاتی، به نحوی که در نوع اخیر تغییر تصویر مجاز باشد.
و در آخر آنچه در جامعه‌ی عکاسی ‌خبری به آن نیاز داریم این است که معین کنیم چه ابزار‌هایی در این شاخه از عکاسی باید استفاده بشوند و از چه ابزار‌هایی نمی‌توانیم استفاده کنیم.

[SinglePic not found]
عکس مربوط به رژه‌ی سربازان زن کره‌ای در مراسم جشن استقلال ۶۰ سالگی این کشور و دست‌کاری آن در روزنامه‌ی اعتماد

[SinglePic not found]
عکس دستکاری شده‌ی روی جلد روزنامه‌ی کیهان

ایستگاه راه‌آهن تهران

منتشر شده در مهر ۶م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

نخستین راه آهن در ایران در سال ۱۸۸۸ (میلادی) بین تهران و شاه عبدالعظیم کشیده شد. کلنگ ساختمان راه آهن سراسری ایران (ایستگاه مرکزی‌) در ۲۳ مهر ماه سال۱۳۰۶، با حضور رضا شاه در اراضی جنوبی تهران‌، که تمامی آن بیرون از دروازه گمرک به همین منظور در نظر گرفته شده بود، به زمین زده شد.
بنای ایستگاه مرکزی راه آهن، با الهام از عظمت و شوکت معماری ایران باستان‌، توسط مهندسان آلمانی ساخته شد و با استفاده از شیوه اکسپرسیونیسم آرمان گرا و ویژگی‌هایی که آلمان زمان هیتلر در ساخت بناها و حفظ عظمت آلمان به کار می‌برد بنایی هر چند ساده‌، اما عظیم و با صلابت به وجود آمده است‌. ورودی ایستگاه مرکزی وسیع است و این ریتم از طریق پنجره‌ها، بازشوها و جرزهای سراسری دیوارها نیز کاملاً آشکار است‌.
عمارت ایستگاه تهران از پی تا سقف با آهن و سیمان ساخته شده است‌. پنجره‌های این عمارت همه از برنز و آهن بوده که از سال‌ها پیش تخریب شده است‌. ارتفاع ایستگاه تهران از سطح دریا ۱۱۱۷ متر است‌.
ایستگاه راه آهن تهران نقطه صفر محسوب می‌شود. تمامی قطارها از ایستگاه تهران به هر سمت که حرکت کنند، یا از هر سو که به طرف تهران ‌بیایند، تحت کنترل مرکزی عمل می‌کنند که اختیار حرکت قطارها و سبقت و محل تلاقی آن‌ها را نیز تعیین می‌کند. (کتاب اول)

[Gallery not found]

روز قدس

منتشر شده در مهر ۵م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸، پس از بمباران جنوب لبنان توسط اسراییل، آیت‌الله خمینی از مسلمانان جهان خواست تا آخرین جمعه‌ی ماه رمضان را به عنوان «روز قدس» انتخاب کنند و در این روز همبستگى خود را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطین به نمایش بگذارند.
پس از دعوت امام خمینی، این روز در ایران به عنوان روز جهانی قدس نامگذاری شد. همه ساله در ایران گروه‌هایی از مردم قبل از اقامه نماز جمعه به راهپیمایی در حمایت از مردم فلسطین می‌پردازند. در شماری از کشورهای اسلامی نظیر ترکیه، اندونزی، بحرین، لبنان و پاکستان و حتی برخی از کشورهای غیر اسلامی نظیر ایالات متحده آمریکا و انگلستان نیز، تظاهراتی با حضور گروهی از مسلمانان و غیرمسلمانان برگزار می‌شود. (ویکی پدیا)
گزارش تصویری زیر مربوط به راهپیمایی روز قدس در خیابانهای تهران است.

[Gallery not found]

بابک فداکار

منتشر شده در مهر ۴م, ۱۳۸۷ موضوع عکاسی توسط روشن نوروزی

این ویدئو را زمانی که با موسسه توسعه پایدار و محیط زیست همکاری می‌کردم در میان انبوه راشهای ارزشمند آن موسسه یافتم. بابک، کودک فداکار از عشایر شاهسون سهمیه تغذیه شیر را که از مدرسه دریافت می‌کند به بره‌‌اش که بطور مادرزادی فلج است می‌دهد تا بلکه او شفا پبدا کند…
امروز که آرشیو سی‌دی‌هایم را سر و سامان می‌دادم در بین فایلهایم پیدایش کردم. ویدئو به زبان ترکی است و برایش زیرنویس فارسی گذاشته‌ام.

پی‌نوشت : لینک ویدئو در یوتیوب