همیشه دوست داشتم تجربهی ساخت یک مالتیمدیا را برای عکسهایم داشته باشم. با ضبط کردن صداها در استادیوم آزادی به یک تجربهی جالب در تولید چندرسانه رسیدم.
اولین تجربه مسلما خام و پرعیب است. اما شریک کردن مخاطبان این وبلاگ با آن را واجب میدانم. صداهایی که در این مالتی مدیا خواهید شنید مربوط به گفتگوی میان عکاسان پشت دروازهها و همینطور فضای استادیوم است و تصاویر هم عکسهای من از داربی ۶۶ سرخابی است.
با سپاس از ابراهیم نوروزی، روحالله وحدتی، وحید سالمی، ایمان فرزین، علی کاظمی مجرد و بقیهی نقشآفرینان این مالتیمدیا!
توصیه میکنم قبل از دیدن تماشا این نرمافزار را نصب کنید تا امکان تماشا برایتان فراهم شود : از اینجا
برای تماشای مالتی مدیا کلیک کنید (حجم: ۴/۴۹ مگابایت)
مصاف تیمهای پرسپولیس و استقلال در داربی شصت و ششم در دقیقه ۹۲ به تساوی رسید تا هواداران استقلال با فریاد “فوتبال با سیاست نمیخواهیم نمیخواهیم” مسئولین را به تلاش برای به تساوی کشاندن بازیهای این دو تیم متهم کنند.
بر خلاف تصور دو تیم بازی قابل توجهی را در نیمه اول از خود نشان ندادند و از اندک موقعیت های خود نتوانستند استفاده کنند تا دو تیم در نیمه اول با تساوی بدون گل به رختکن بروند.
با شروع نیمه دوم با سرعت دادن به فوتبال از سوی هر دو تیم، استقلال در دقیقه ۵۷ توسط مجتبی جباری به گل رسید. این درحالی بود که امیر قلعه نویی پیش از به ثمر رسیدن این گل قصد داشت فرهاد مجیدی را به جای جباری وارد زمین کند.
در دقیقه ۹۰+۲ با خطای هند علیزاده به نفع پرسپولیس پنالتی گرفته شد و این ضربه را مازیار زارع به گل تبدیل کرد.
قضاوت این دیدار پس از نزدیک به ۱۲ سال بر عهده یک داور ایرانی به نام محسن ترکی بود.
[Gallery not found]
دیدار تیم های ملی فوتبال ایران و کرهی جنوبی در چهارچوب مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ با تساوی یک بر یک به پایان رسیدو دو تیم به تقسیم امتیازها در ورزشگاه آزادی بسنده کردند. لژیونرهای اروپایی دو تیم گلزنهای بازی بودند. جواد نکونام و جی سونگ پارک از روی ضربههای آزاد توانستند دروازهی تیم مقابل را باز کنند. در پایان این بازی کرهی جنوبی با هشت امتیاز صدرنشین گروه دوم رقابتها شد، ایران هم با این تساوی با شش امتیاز پس از کره شمالی هفت امتیازی در مکان سوم گروه جای گرفت.
[Gallery not found]
امروز وقتی مریم مجد عکاس و فعال اجتماعی، در جایگاه تماشاگران به من خسته نباشید گفت، خیلی آرام و خونسرد پاسخ دادم و رد شدم. چند قدم که دور شدم تازه متوجه اهمیت موضوع شدم … یک زن ایرانی در استادیوم آزادی! باور کردنی نبود …!
در اینکه آیا مریم رکورددار اولین حضور در استادیوم مردانهی آزادی است یا نه مطمئن نیستم، اما بیشک حضور مریم در بازی امروز ایران و کره جنوبی حرکت بسیار ارزشمند و شجاعانهای بود. به امید حضور مریمهای ایرانی در ورشگاههای ایران.

مریم مجد در جایگاه تماشاگران کره جنوبی لحظاتی پس از فتح استادیوم آزادی!
امروز وقتی داشتم در راهپیمایی ۲۲ بهمن عکاسی میکردم، حسین ساکی (عکاس روزنامه اعتماد ملی) خبر داد که خاتمی از یکی از میادین اطراف به راهپیمایی خواهد پیوست. به محل رسیدیم و منتظر ورود رئیس جمهور پیشین و کاندیدای انتخابات سال آینده شدیم.
خیلی دوست داشتم بدانم برخورد مردم با سیدمحمد خاتمی چه خواهد بود. خاتمی در ابتدای همان ابتدای حضورش با سوال خبرنگار فارس مبنی بر نامهی گلایهآمیز میرحسین موسوی مواجه شد و بسرعت پاسخ داد : دروغ است !
درحالیکه خبرنگار فارس از همانجا تلفنی خبر را برای انتشار در خبرگزاری خواند اما بنده هرچه گشتم روی خط خبرگزاری فارس پاسخ خاتمی را نیافتم. (پینوشت: یکی از خوانندگان وبلاگ پاسخ خاتمی به خبرگزاری فارس را برایم ارسال کرده است. اینجا میتوانید ببینید.)
حضور خاتمی در بین جمعیت با فشار بیش از حد مردم مواجه شد و نظم عادی را بهم زد. فشار جمعیت باعث زیر دست و پا ماندن برخی از مردم شد. بسیاری تلاش کردند که خود را به رئیسجمهور سابق ایران برسانند اما موفق نشدند.
برخورد جمعیتی که با این صحنه مواجه میشدند دیدنی بود. آنها پس از اینکه متوجه میشدند دلیل این ازدحام جمعیت حضور خاتمی است واکنشهای متفاوتی از خور بروز میدادند. در این میان شعارهایی در حمایت یا برعلیه خاتمی از جانب مردم سر داده میشود.
شعارهای حمایتی چون “خاتمی دوست داریم”، “خاتمی،حمایت حمایت”، “درود بر خاتمی”، خاتمی پاینده، رئیسجمهور آینده” و شعارهایی که به اعتقاد برخی مخاطبش خاتمی بود مانند : “مرگ بر منافق”، “مرگ بر ضد ولایت فقیه”، “دولت آمریکایی، نمیخواهیم نمیخواهیم”، “خائنین هستهای، خجالت خجالت” و …
شاید رادیکالترین برخورد را زن محجبهای داشت که پس از اینکه متوجه شد دلیل ازدحام، حضور سید محمد خاتمی است به دخترش گفت: بیا از اینطرف بریم نجس نشیم !
ازدحام بیش از حد جمعیت باعث شد تیم حفاظت خاتمی را از ادامه حضور در راهپیمایی منع کند و با انتقال او به یکی از ساختمانهای اطراف مانع از تداوم حضور او در میان مردم شوند.



انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ خورشیدی در ایران که با مشارکت اکثریت مردم ، احزاب و روشنفکران ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و پیشزمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیتالله روحالله خمینی در ایران را فراهم کرد.
رکود اقتصادی، ورود طبقه کارگر به تظاهرات را از خرداد ماه سال ۱۳۵۷ در پی داشت و دامنه تظاهرات را از دهها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن افزایش داد. کشتهشدن بسیاری از معترضان توسط نیروهای حکومتی تنها بر دامنه اعتراضات و ناآرامیها افزود و سرانجام انقلاب با اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.
در رفراندوم دوازده فروردین ۱۳۵۷ ، زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همهپرسی ملی ، نظام مشروطه سلطنتی را نفی و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران ، رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.
گزارش تصویری زیر راهپیمایی میلیونی مردم تهران در میدان آزادی در سالروز ۲۲ بهمن را نمایش میدهد.
[Gallery not found]
ساختمان زورخانه باب الحوائج قائمشهر در سال ۱۳۷۲ به همت زندهیاد پهلوان رمضانعلی عباسی ساخته شده است و امروز با گذشت بیش از ۱۵ سال از تاسیس آن پذیرای خیل جوانان و پیشکسوتان علاقهمند به ورزشهای باستانی در شهرستان قائمشهر است.
پس از تمرینهای انفرادی، با حضور مرشد، ورزشکاران در درون گود به نماز جماعت میایستند و پس از قرائت قرآن، ورزش همگانی آغاز میشود.
ورزش و انجام حرکات پهلوانی جز فعالیتهای اصلی روزمره ایرانیان در دوران باستان بوده است. جامعه آن زمان ارزش خاصی برای ورزشکارانی قائل میشد که برای قدرت بدنی و شجاعت روحی که دراختیار داشتند، شکرگزار بودهاند.
ورزش زورخانهای آداب و سنتی خاص دارد. آداب و سننی که با تأسی از پهلوانان و دلاوران افسانهای، خُلق و خوی مردانگی و مروت و جوانمردی را در ورزشکاران بر میانگیزد یا نیرو میبخشد. این خصائل نیکو در قالب اشعار و داستانهایی به صورت آهنگین و به همراهی «ضرب زورخانه» که مهمترین ساز این نوع موسیقی است، برای تهایج ورزشکاران در هنگام ورزش از سوی «مرشد» خوانده میشود. ورزشکاران هماهنگ با موسیقی مرشد جست و خیر میکنند و حرکات زیبای گروهی یا فردی به نمایش میگذارند.
این گزارش یکی از روزهای تمرین در زورخانه بابالحوائج قائمشهر را نمایش میدهد.
[Gallery not found]
جشن سَده، یکی از جشنهای همگانی ایران کهن، در آغاز شامگاه دهم بهمنماه برابر با آبان روز از بهمن ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آوردهاند، آغاز میشود. جشن سده یک جشن ملی ایرانیان است.
جشن «سَـدَه» بزرگترین جشن آتش و یکی از کهنترین آیینهای شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمنماه، همه مردمانِ سرزمینهای ایرانی بر بلندای کوهها و بام خانهها، آتشهایی برمیافروخته و هنوز هم کموبیش بر میافروزند. مردمان نواحی مختلف در کنار شعلههای آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میکنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند.
داستان پدیدآمدن آتش و بنیاد نهاندن جشن سده در شاهنامه بدین گونه آمده است که هوشنگ با چند تن از نزدیکان از کوه میگذشتند که مار سیاهی نمودار شد. هوشنگ سنگ بزرگی برداشت و به سوی آن رها کرد. سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگها برخاست.
این گزارش تصویری مربوط به جشن سده در میان زرتشتیان تهران است.
[Gallery not found]
چند روز دیگر سیامین سالگرد ثبت عکسی است که به گفتهی بسیاری، یکی از تاثیرگذارترین پدیدهها در انقلاب مردمی بهمن ۱۳۵۷ بود. عکس تاریخی بیعت همافران با آیتالله خمینی که پیوستن یک گروه نظامی وابسته به رژیم شاه را به صف انقلاب نشان میداد.

صبح روز ۱۹بهمن ۱۳۵۷…
همافران نیروی هوایی به همراه تعدادی از پرسنل، از جمله چند نفر از ستاد مشترک و نیروی زمینی در مدرسه علوی با لباس نظامی حاضر میشوند و پس از تمرین، سرود «خمینی ای امام» توسط طاهری، به سوی اقامتگاه امام حرکت میکنند.
همافران حاضر در محل با توجه به انبوهی جمعیت، با فرمان رژه همافر نورشاهی، از برابر امام رژه میروند، قطعنامه آماده گردیده، خوانده میشود و نیروی هوایی با امام بیعت میکند…
سرهنگ ولیالله کشاورز، که امنیت و انتظامات را نیز عهدهدار است، تعداد زیادی از دوربینها را ضبط میکند و فیلمهای آنها را از بین میبرد. در درون مدرسه، حضور خبرنگاران در لحظه بیعت ممنوع بود، اما حسین پرتوی، عکاس روزنامه کیهان، در لحظه بیعت عکسی از پشت سر گرفت که در عصر همان روز در صفحه نخست روزنامه نقش بست.

پرتوی با تیزهوشی خاصی که داشت توانست تنها عکاسی باشد که در مراسم بیعت همافران با امام حضور پیدا کند و تنها سند تصویری از آن روز را ثبت کند. به گفته خودش او به مسئولین حفاظت از مدرسه علوی قول داد که در عکسی که می گیرد صورت هیچ کس دیده نشود و این طور بود که اجازه پیدا کرد عکس بگیرد. بعد از چاپ این عکس در روزنامه کیهان بود که به همافرها حمله شد و مردم برای کمک به آن ها به پادگان ها ریختند و دولت وقت به وضوح دید که شرایط از کنترل او خارج است.
در روز شنبه ۲۱ بهمن بختیار اعلام کرد که: با مونتاژ بچگانه عکس رژه نظامی ترتیب داده اند! (کیهان ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ شماره ۱۰۶۳۴ صفحه هشت). در همین روز کمیته تبلیغات امام اعلام کرد: امام خمینی عکس کیهان را تایید کرد. (کیهان ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ شماره ۱۰۶۳۴ صفحه یک)
قضیه به اینجا ختم نشد روز جمعه رادیو ایران در بخش خبری ساعت ۲ این خبر را خواند: “سخنگوی ستاد بزرگ ارتشداران اعلام کرد در صفحه یکم روزنامه کیهان مورخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۵۷ عکس بزرگ مونتاژ شده و غیرواقعی تحت عنوان «امروز هزاران نظامی رژه رفتند» چاپ شده است که برای هرکس که به اصول اولیه عکاسی و مونتاژ داشته و به مقاصد شوم تفرقه اندازان وآنهایی..” و در پایان اطلاعیه دست اندرکاران را تهدید نمود. (کیهان ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ شماره ۱۰۶۳۴ صفحه دو)

کیهان شیت کامل ۵ فریمی عکس های مراسم را با پرفراژ آن چاپ کرد ودرآن این مطلب را نوشت: این چند عکس صبح پنجشنبه از مراسم رژه نظامیان از مقابل امام گرفته شده است. عین فیلم با شماره های زیر آن که نشان دهنده سری فیلم است و در آن چند صحنه متوالی از حضور نظامیان نزد امام ثبت شده را در عکس می بینید. همچنین مطلبی با عنوان “عکس چگونه گرفته شد؟” به چاپ رساند و دولت مجبوربه سکوت گردید.(همان روزنامه صفحه دو)
نکتهی جالب توجه این است که در هیچ کجای روزنامه نامی از عکاس برده نشده است.
***
حسین پرتوی متولد سال ۱۳۳۱ تبریز است. وی کودکی خود را در جنوب تهران در خانواده ای که پدری کفاش آن را اداره می کرد گذراند. به گفته خودش از کودکی عاشق عکاسی بوده و با دوربین برادرش که شبیه جعبه بود بازی می کرد. او بعد از اتمام دوره سیکل دبیرستان تحصیل را رها کرد و برای کار به روزنامه کیهان مراجعه کرد. ابتدا در انبار روزنامه، بعد در آرشیو آن و بعد در لابراتوار آن مشغول به کار شد. شور و شوقی که او برای فراگیری داشت مسئولین روزنامه را ترغیب می کرد که به او کار های مهم تر بدهند و بالاخره حسین پرتوی عکاسی را به صورت حرفه ای از هفده سالگی در سرویس عکس روزنامه کیهان با عکاسی ورزشی شروع کرده و کار خود را با عکاسی خبری در شاخه های مختلف عکاسی ادامه میدهد. از عکس های معروف و به یاد ماندنی او می توان به بیعت همافران با امام، بسته شدن فرودگاه در دوره بختیار و اعدام سران رژیم سابق در دبیرستان علوی اشاره کرد.
خودش در این باره می گوید:” من معتقدم که اصلا باید عکاسی خبری را از بخش ورزشی شروع کرد چون در عکاسی ورزشی عکاس باید سرعت، دقت و مهارت را یک جا در خود جمع کند تا بتواند عکس خوبی بگیرد.” پرتوی از مهمترین اتفاقات ورزشی از جمله بازی های آسیایی تهران و جام ملت های آسیا عکس گرفته است ولی متاسفانه به دلیل این که آن موقع بر عکس ها اسم نمی گذاشتند نتوانسته آرشیو کاملی از عکس هایش داشته باشد.

مراسم گشایش کانال سوئز در مصر است. حسین پرتوی، عکاس کیهان میپرد وسط خیابان جلوی اسکورت نظامی “انورسادات”. خودش تعریف میکند: « بین من و گارد سادات دو متر بیشتر فاصله نبود.»
گارد سادات، وسط خیابان از ترس یک تروریست در لباس عکاس خبری به طرف پرتوی نشانه میگیرد. پرتوی سریع “شاتر” دوربین را میزند، این لحظه ثبت میشود و او فرار میکند به یک گوشه خیابان تا محاظ مصری پرتوی، او را در آغوش بگیرد و گریه و گریه که ” نزدیک بود تو را بکشند مرد!”
آنجا در حاشیه گشایش کانال سوئز ۴۰-۵۰ عکاس دیگر هم هستند. چند سال بعد از این ماجرا در سال ۱۹۸۱، انورسادات ترور میشود.
پرتوی وقتی ماجرای کانال سوئز را تعریف می کند، میگوید:« این وظیفه خبرنگار است که همه چیز را ثبت کند، که از حقش کوتاه نیاید، تلاش کند، حقش را بگیرد.»
وی در یکی از مصاحبه هایش می گوید: “یک روزنامه نگار واقعی هیچوقت به خطر فکر نمی کند و همیشه دنبال اعتقادش است. ما می گفتیم روزنامه مال مردم است. مال گروه و طبقه خاصی نیست. وجدان یک روزنامه نگار اصیل به او می گوید که تو مال اجتماع هستی و هرکاری که می کنی و هر قدمی که بر می داری برای مردم است.”
***
حسین پرتوی عکاس تأثیرگذار انقلاب اسلامی که با عکس دیدار همافران با امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی در دوران انقلاب نقش بسیار مهمی را در جریان انقلاب ایفاء کرد، مدتهاست با مشکلات تنفسی و ریوی دست و پنجه نرم میکند.

منابع : ۱ - ۲ - ۳ - ۴
مجید سعیدی در گفتگو با زومنیوز از افتتاح افتتاح رسمی وب سایت خود خبر داد.
مجید سعیدی عکاس برجسته ایرانی که سردبیر عکس ۹ روزنامه از سال ۱۹۹۸ تاکنون بوده است، با افتتاح رسمی وبسایت خود تجربیات چند سالهی خود را در دنیای مجازی به نمایش گذاشت.
او که موسس سرویس عکس خبرگزاری فارس در سال ۲۰۰۴ بوده است، تجربهی همکاری با مجلهی تایم در جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۱ و همینطور همکاری با آژانس گتیایمیجز را دارد.
برگزیده جایزه کاوه گلستان، چند هفته پیش برای چهارمین بار جایزه آساهی شیمبون ژاپن را نیز از آن خود کرد.
مجید سعیدی وبسایتش را با ۵ موضوع “زنان”، “پرترههای گل مالان خرم آباد”، “جنگ عراق”، “روحانیون” و “جنگ لبنان” بروز کرده است. بخش گالری وبسایتش هم تا چند روز دیگر به راه خواهد افتاد.
او همچنین در یادداشتی در باب افتتاح وبلاگش نوشته است :
“دنیای عجیبی است. تیرماه سال ۱۳۶۷، وقتی که تازه ۶ ماه بود کار با دوربین زنیت را از احمد ناطقی یاد گرفته بودم و در تاریکخانهاش همراه با رضا معطریان چاپ و ظهور میآموختم، هیچ وقت فکر نمی کردم عکاسی شغلم شود. زمانی که در جنگ خلیج به مرز و خاک عراق رفتم تا برای خبرگزاری کیودوعکس بگیرم، باز فکر نمی کردم آنقدر به عکاسی جنگ علاقهمند شوم که بعضیها مرا به عنوان عکاس جنگ بشناسند وحتی در اواسط دهه هفتاد، وقتی روبروی دنیای مجازی و سایتها قرار گرفتم، فکر نمی کردم امروزه روزی بخشی از سایتم را به شما معرفی کنم؛ گرچه شاید دیر و بیهنگام. این سایت ۶ بخش دارد که دو بخش آن را هنوز فعال نکردهام. بخش مولتی مدیا را هم آماده دارم که تا بهمن ماه با چند گزارش راهاندازیاش می کنم . تا چه پیش آید.”
سایت مجید سعیدی را در آدرس زیر ببینید : www.majidsaeedi.com
