میلاد یک روشن! و حالا ۲۴…

ارسال شده در آبان ۲م, ۱۳۸۷ موضوع شخصی توسط روشن نوروزی

فردا صبح احتمالا روز متفاوتی بود. شاید هم به منوال این سالها؛ مثل روزهای دیگر … اگر تو نباشی!

پی نوشت ۱ : سال قبل، حنیف یک کیف مموری کارت به من هدیه داد که چند وقت پیش توی چاه دستشویی افتاد و کثیف شد ! علی کاظمی هم یک ادکلن برایم خریده بود که افتاد زمین و شکست و هنوز هم اطاقم بویش را دارد !

پی نوشت ۲ : امسال هم منتظر زنگت هستم. سر همان ساعت مشخص !

پی نوشت ۳ : عکس پایین را محمد تاجیک عزیز گرفته است. از بهترین عکسهای این روزهایم است.

    مطالب مرتبط
  1. تولد علی جورابچی

۲۲ نظر در 'میلاد یک روشن! و حالا ۲۴…'

  1. ۱۴ آبان ۱۳۸۷ در t ۱۷:۱۴
    حمید گردان
  2. ۱۱ آبان ۱۳۸۷ در t ۲۲:۲۲
    کاوه بغدادچی
  3. ۹ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۱:۵۳
    مرتضی خرمی
  4. ۷ آبان ۱۳۸۷ در t ۱۲:۲۵
    بهاره خطیری
  5. ۷ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۰:۳۳
    امید وهابزاده
  6. ۶ آبان ۱۳۸۷ در t ۱۵:۵۳
    reza asemani
  7. ۶ آبان ۱۳۸۷ در t ۱۰:۵۵
    شقایق
  8. ۶ آبان ۱۳۸۷ در t ۱۰:۵۰
    شقایق
  9. ۵ آبان ۱۳۸۷ در t ۱۹:۱۲
    الهام
  10. ۵ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۰:۳۶
    رئیس سابق
  11. ۴ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۹:۴۷
    فرشاد پالیده
  12. ۴ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۸:۵۵
    لیلا ملک محمدی
  13. ۴ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۸:۵۰
    لیلا ملک محمدی
  14. ۴ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۸:۴۷
    لیلا ملک محمدی
  15. ۳ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۱:۱۷
    شهرزاد
  16. ۳ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۰:۳۳
    مانا
  17. ۳ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۰:۲۱
    بابک
  18. ۳ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۰:۱۹
    گلناز
  19. ۳ آبان ۱۳۸۷ در t ۰۰:۱۷
    sanaz
  20. ۲ آبان ۱۳۸۷ در t ۲۳:۰۳
    ali
  21. ۲ آبان ۱۳۸۷ در t ۲۲:۵۹
    خوشمزه...
  22. ۲ آبان ۱۳۸۷ در t ۲۲:۰۱
    علی جورابچی