برای محدودهای پرتوان
ایدهی عکاسی از زندگی معلولین بعد از مراسم ازدواج معلولین به ذهنم رسید. همیشه دوست داشتم از زندگی اقلیتهای جامعه که نگاههای نادرستی نسبت به آنها وجود دارد عکاسی کنم.
امروز بعد از مدتها تلاش و پیگیری و همچنین اصرار و التماس موفق شدم یکی از دوستان دفتر بانوان نیکوکار آسایشگاه کهریزک را مجاب کنم که بنده را برای عکاسی از آسایشگاه سالمندان و معلولین کهریزک اعزام کند.
بهمراه جمعی از هنرمندان عرصه موسیقی و تئاتر و سینما به مناسبت روز معولین عازم شدیم. بازدید از کهریزک بعد از جشن عروسی که دفعه قبلی عکاسی کردم بسیار لذت بخش بود. دیدار با انسانهایی که ذرهای در عزم راسخشان برای ادامه زندگی خلل وارد نشده بسیار امیدوارم کرد. عکسهای عزیزانی را که دفعه قبل ازشان عکاسی کرده بودم به آنها رساندم و چه شاد میشدند با دیدن عکسهایشان. ارتباطهایم بسیار خوب شد. به دیدار زوجهایی که از عروسیشان عکاسی کرده بودم رفتم و بسیار گرم استقبال کردند.
در تمام حضورم در کهریزک چهار نفر از عزیزان دفتر امور بانوان نیکوکار با مزاح و شوخیهای فراوان چهار چشمی مراقب بنده هستند که مبادا عکسی بگیرم یا جایی بروم که از نظر آنها مورد دار باشد! موقع برگشت هم تاکید کردند که تمام عکسها را بدون ذرهای تغییر یا حذف هیچ فریمی برایشان ارسال کنم و من هم با کمال میل قبول کردم.
مراسم تمام شد و شاد و پرانرژی با عکسهای خوب در حال برگشت هستم که تلفنم زنگ میزند و یکی از همان عزیزان پشت خط میگوید که حق انتشار هیچ یک از عکسهای امروز را ندارم..
پینوشت ۱ : این پست بدون عکس منتشر میشود.
پینوشت ۲ : ترجیح میدهم نام عزیزان هنرمندی که امروز دل معلولان کهریزک را شاد کردند افشا نکنم.
پینوشت ۳ : بی دست و پا، کم توان، ناتوان … تف به این واژههای کثیف … امروز روز محدودهای پرتوان است. چطور به کسی که با پاهایش سنتور مینواخت میتوان ناتوان گفت؟
پینوشت ۴ : حالا که عکس نداریم، دیدن این ویدئو را شدیدا توصیه میکنم :


کاوه
سلام
مهم اینه که عکس گرفتی و عکس ها هم پیش خودته. اینجور قوانین چاپ نکن چاپ بکن نسبی و موقتیه. بالاخره که چی؟ باید کوتاه بین.
امیر
چه ضد حالی!