درد عاشقی
نمیدانم وقتی یک عکاس برای انعکاس خبر، سلامتی خودش را به خطر میاندازد، برایش چه نامی میشود انتخاب کرد.. مجنون، دیوانه، عاشق، بیکار … !
ابتدای برنامه همگی اینجا ایستاده بودیم. روبروی جایگاه تشریفات. یگانهای مختلف در برنامههای رژه برای عبور از مقابل جایگاه تشریفات از سمت چپ وارد شده و از سمت راست جایگاه خارج میشوند. تمام برنامههای رژه در ابتدای صبح برگزار میشوند و آفتاب همیشه از شرق طلوع میکند… در نتیجه همهی یگانها پشت به آفتاب و همه ضد نور هستند !
این مسئلهی ساده سالهاست که عکاسان مطبوعات را برای پوشش خبری برنامههای رژه آزار میدهد. هرگونه تلاش در این سالها برای تغییر مکان جایگاه بیفایده بوده است.
در برخی موارد عکاسان اجازه پیدا میکنند برای پوشش بهتر برنامههای رژه از جایگاه رسانهها خارج شده در سمت چپ جایگاه قرار بگیرند. اگر چه شرایط نوری در این حال مساعد نیست اما عکاسان سالهاست که این مسئله را با خلاقیتهای خودشان حل میکنند. مسئلهی اصلی همچنان عدم وجود نگاه احترام آمیز به حرفهی عکاسی مطبوعاتی است.
عکاسان مطبوعات در برنامهی رژه یگانهای مختلف ارتش از یک داربست بالا رفتهاند تا بتوانند عکسی بهتر ثبت کنند.
وقتی یک عکاس برای انعکاس خبر، سلامتی خودش را به خطر میاندازد، برایش چه نامی میشود انتخاب کرد؟ … مجنون، دیوانه، عاشق، بیکار … !
پی نوشت: یادداشت محمد در این مورد.




علی
…امیرحسین
کوچکترین پسرانم
نه ازمن
که ازهم کلاسی هایش
آموخته است
تارؤیاهایش را
_حتی_
برای آموزگارش باز نگوید
او می ترسد
تامگرآموزگارش دوباره بگوید
امیرحسین!
توبازهم…
ومن بهخ آموزگارش می گویم
_توتدبیر چه داری؟!
۸/۲/۱۳۸۸
سمنان
علی
جاده می پیچد
درخت می رود
وتیرهای چراغ برق
زبرابردیدگانت می گذرند
توتدبیر چه داری؟
ومن چه بی انگاراین گذار
درسال های دور
تااکنون
درانتظارآنم
که جاده دیگرنپیچد
ودرخت مثل یک درخت برجایش بماند
وتیرهای چراغ برق
نوربیفشانند
تازندگانی معنای خودرابازیابد.
۸/۲/۱۳۸۸
سمنان
الهام صالح
اوووه! چقدر آدم آشنا! نمی دونم، توی این برنامه عکاسان زن حضور ندارن؟
الهام صالح
هم من می دونم هم شما، اگه بخوای بترسی، احتیاط کنی، جا میمونی، از جماعت عکاس جا می مونی. بهش چی میگید؟ من بهش میگم اجبار. هیچ کدوم از اونایی که گفتید نیست.
هما
سلام
شاعر می گه
به جون تو به جون تو عاشقی بد دردیه…
خوب چرا اینطوری نگاه می کنین؟! من که نگفتم شاعر گفت یکی دیگه هم خوند…من خاطره تعریف کردم:D
همیشه شاد باشین
شهره ماهی صفت
خسته نباشید برادر خدا قوت ….
موفق و سربلند باشید
elhamam
khoda ghvat baradar
سید محسن سجادی
سلام
خسته نباشید به شکر خدا بالاخره مانور تشریف بردید و دیدید چه اوضاعی است تازه این کوچکترین جزء از بلاهایست که بر سرمان می آید.
به گفتهای : “خود کرده را تدبیری نیست” اما به نظر من، هست. ولی بی علت نیست که فردوسی گفته: “بسی رنج بردم درین سال سی” … پس انقلابی میباید در حرکتی نوپا برای آغازی دیگر.
روشن جان خوشحالم چیزهایی که خیلی وقتها خیلیها به آن توجه نمیکنند شما دست روی آن گذاشته اید. من در این مدت مدید تنها چیزی را که به نظرم رسید این بود، برای جلوگیری از این همه ناملایمتها نامهربانیها و بی احترامی، خودداری کنم از رفتن به جایی که باعث اهانت به خویشتن خود میگردد من به انقلابی درونی رسیدم که فکر میکنم خیلی دیر به آن رسید.
یا حق
Alireza
Kheili jaleb bood,ham axa ham matn