مجسمه عکاسان

۲۶ تیر ۱۳۸۹

این شخصی که به جای مجسمه دزدیده‌شده خانه هنرمندان، نقش مجسمه را بازی می‌کند کسی نیست جز آرش عاشوری‌نیای نازنین که بعد از مدتهای طولانی آنهم بصورت تصادفی در خانه هنرمندان ملاقاتش کردم.

اگرچه آرش پیشنهاد داد از همه عکاسان در جایگاه این مجسمه دزیده شده عکاسی کنم، اما فکرش را هم نمی‌کردم همان روز دقایقی بعد مریم رحمانیان را در روز تولدش مجبور کنم همراه با برادرش مهدی برایم نقش مجسمه را بازی کنند !

تماشای عکسهای منتخب هفته عکس آنلاین را هم از دست ندهید.

اصلا مهم نیست !

۲۴ تیر ۱۳۸۹

اگر به دفتر سیف‌الله صمدیان رفته‌ باشید قطعا آن عکس بسیار بزرگ کنار کتابخانه را دیده‌اید.

عکسی که مرد ژاپنی را نشان می‌دهد که روی زمین درازکش افتاده است و کمی پایینتر جمعیتی پشت به او و بی‌توجه به او بازی سگهای کوچک و خوشگل را تماشا می‌کنند. عکس بسیار تکان‌دهنده است. مدتها بود فکر می‌کردم چه بلایی سر این مرد آمده که اینطور وسط خیابان افتاده است؟ مرده است؟ کشته شده؟ خوابیده؟ چرا وسط خیابان؟

در حالیکه آقای صمدیان برایم در کتاب تصویر سال شعری را با خط زیبایش می‌نوشت پرسیدم: این مرد چرا آنجا دراز کشیده؟! پاسخش کوتاه و کوبنده بود: اصلا مهم نیست!

در حالیکه در شوک بودم، سرش را از کتاب برداشت و به من که کاملا بهت زده بودم نگاه کرد و دوباره گفت: اصلا مهم نیست! … و به نوشتن شعر ادامه داد.

کمی به پاسخش فکر کردم. واقعا چه اهمیتی دارد این مرد چرا آنجا دراز کشیده؟ آیا اتفاق مهم‌تر در این عکس، بی‌توجهی دیگران به او نیست؟ اینکه مردم مردی را که در حالتی غیرعادی وسط خیابانهای توکیو افتاده رها کرده و بازی سگها را تماشا می‌کنند، رخداد مهمتری نیست؟

آدم‌ها … آدم‌ها …

۲۲ تیر ۱۳۸۹

۱- داشتم آرشیو وبلاگ قدیمی‌ام را می‌خواندم. دیدم یک زمانی واقعا حوصله نوشتن داشته‌ام.

الان شاید کارهای عکس آنلاین و دلمشغولی‌های دیگر باعث می‌شود کمتر به اینجا برسم. اما بهرحال عزمم جزم شد که چراغ این خانه را روشن نگه دارم. از طرفی دیدم در میان یادداشتهای وبلاگم، یادداشت‌هایی را برای آدمهایی نوشته‌ام که آن زمان بسیار عزیز بودند و امروز مدتهاست که از از ذهنم دیلیت‌شان کرده‌ام! به فکر افتادم که ما آدمها عجب جانورهای عجیبی هستیم؛ راستش را بخواهید دلم کمی برای آدمهای دیلیت‌شده و خاطراتشان تنگ شد.

۲- حسن سربخشیان عزیز پس از مدتها وبلاگش را دوباره بروز می‌کند. چند روز پیش عکسی در وبلاگش دیدم که از صفحه مونیتورش گرفته شده بود و تصادفی دیدم که در گوشه تصویر در حال وارد کردن فایلی به فاینال کات با عنوان “Kahrizak wedding” است. حدس می‌زنم حسن عزیز با عکسها و ویدئوهایی که از عروسی ۴ زوج مددجوی آسایشگاه کهریزک گرفته است در حال تولید مولتی مدیایی است. بی‌صبرانه منتظرم تا این کار جدید را ببینم، چون مدتهاست پس از همان مراسم عروسی از زندگی احمد و فاطمه، یکی از زوجهای آسایشگاه کهریزک عکاسی می‌کنم و به شدت مشتاقم نگاه حسن به زندگی این دو را ببینم. منصوره معتمدی هم تصاویر زیبایی از زندگی این زوج تهیه کرده که می‌توانید در وبلاگش ببینید.

حسن سربخشیان، با دوربین کامپکتش از مراسم عروسی ۴ مددجوی آسایشگاه کهریزک ویدئو تهیه می‌کند.

۳- چند مجموعه نصف و نیمه دارم که تلاش می‌کنم به اتمامشان برسانم. یکی از این مجموعه ها عکاسی از شخصیتهای فرهنگی و هنری آذربایجان است که تحت عنوان “سیمای ادبیات و هنر معاصر آذربایجان” منتشر خواهد شد. این مجموعه حاوی تصاویری از چهره‌های ادبی، فرهنگی و هنری آذربایجان است و بصورت پرتره‌های محیطی تهیه شده است.

رحیم رئیس‌نیا، نویسنده و پژوهشگر شناخته شده در کتابخانه شخصی‌اش در تبریز

“دیوار” هم یکی از دیگر مجموعه‌های نیمه کاره است که تا چند روز دیگر تکلیفش را مشخص خواهم کرد. این مجموعه هم داستان دیواری را روایت می‌کند که نوشته‌های روی آن ایده‌ها و اندیشه‌های جوانان هنرمندی است که هر روز پای دیوار می‌نیشینند، گپ می‌زند و دیوار نویسی می‌کنند. اگر خدا بخواهد مالتی مدیای “دیوار” هم آماده خواهد شد.

۴- دیشب تا طلوع آفتاب تلفنی با دوستی حرف می‌زدم که تلاش می‌کرد به من بفهماند که بیماری روحی ندارم. عمرا اگر بفهمم!

“شب کوری نسبت به عکس” در همشهری ماه

۱۹ تیر ۱۳۸۹

مطلبی از من با عنوان “شب کوری نسبت به عکس” در همشهری ماه شماره ۴۸ منتشر شده است.

این مطلب نگاه انتقادی به نقش عکس در سایتهای فارسی زبان دارد و در پرونده‌ای که در مورد سایتهای خبری فارسی منتشر شده، جای گرفته است.

همشهری ماه را می‌توانید از کیوسک‌های مطبوعاتی تهیه کنید و من هم بی‌صبرانه منتشر شنیدن دیدگاههای شما در مورد این یادداشت هستم.

نابسامانم …

۲۳ خرداد ۱۳۸۹

۱- چند وقتی است اوضاع روحی به شدت نابسامانی دارم. در این مدت از این موضوع بسیار رنج برده‌ام. دلیلش برای خودم محفوظ است. تنها مزیت این دوران این است که می‌توان دوست را از نارفیق غربال کرد. بعدها به درد می‌خورد…!

۲- امروز دوست عزیزی در خلال یک بحث نه چندان آرام، از من پرسید : آخه تو هم فتوژورنالیستی؟
به دنبال پاسخش می‌گردم…

۳- این کارگاه را از دست ندهید.

انتقاد یک عکاس از نتایج مسابقه عکس تئاتر

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

“… حکایت ازاین قرار بود که اختتامیه تمام شد و من فقط سیف الله صمدیان و روشن نوروزی و سعید عامری و یکی دو دوست دیگرشان را دیدم که مثل تصویر سال و خیلی جاهای دیگر به هم هدیه می‌دهند. و دلیلش هم این است که : داوری سخت بود. ما تا نیمه‌های شب نشسته بودیم و عکس انتخاب می‌کردیم … به این نتیجه رسیدیم…
… من خوشحالم که عکس‌هایی برگزیده شد که من از ویزور دوربینم و با تجهیزات حقیرم دیده و ثبتشان کرده بودم. اعتراضی هم نیست به هیچ وجه.اما این توقع را داشتم که حد اقل دلیل برگزیده شدن روشن نوروزی و سعید عامری را و بردن جایزه‌ی ویژه توسط دوست هم‌نام من آوا کیایی را بدانم. در بیانیه‌ای  یا به هر طریقی… تا دیگر سوالی در ذهنم نیاید که چرا هرجا نامی از سیف الله صمدیان است نام عده‌ای خاص هم هست…”

متن کامل انتقاد را در وبلاگ سعید کیایی بخوانید.

بابک آمد

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

بابک بردبار بالاخره به خانه آمد…

به باشگاه عکس آنلاین بپیوندید !

۲۳ فروردین ۱۳۸۹

جامعه مجازی عکاسان ایران با عنوان “باشگاه عکس آنلاین” با هدف گسترش ارتباط میان عکاسان توسط سایت عکس آنلاین راه اندازی شد.

باشگاه عکس آنلاین یک جامعه مجازی به زبان فارسی ویژه عکاسان ایرانی است و عکاسان در این پایگاه اینترنتی می‌توانند به نشر متن ها، تصاویر، ویدئوها و لینک‌های مرتبط با عکاسی بپردازند، آخرین عکسهای خود را ارسال کنند و مطالب وبلاگ یا سایتشان را با دیگر عکاسان به اشتراک بگذارند.

در باشگاه عکس آنلاین اعضای باشگاه می‌توانند براحتی عکاسان دیگر و همکاران خود را پیدا کنند یا آنها را به این جامعه مجازی دعوت کنند. این سایت این امکان را به عکاسان خواهد داد که گروه های عمومی و خصوصی در زمینه عکاسی ایجاد کنند و با یکدیگر در ارتباط باشند.

همچنین اعضای باشگاه عکس آنلاین با استفاده از نسخه موبایل سایت می‌توانند پروفایل خود را بروز کنند.

برای پیوستن به باشگاه عکس آنلاین اینجا کلیک کنید.

پی‌نوشت : من بعد از پیوستن به باشگاه عکس آنلاین این شکلی شدم !!!! D:

۱۰ عکس برای پروپیک نت

۲۷ اسفند ۱۳۸۸

سایت وزین پروپیک نت مسابقه‌ای با عنوان جشنوارهی سراسری عکس “جهان بدون مرز” برگزار کرده که در آن هر عکاس می‌تواند با ۱۰ عکس در مسابقه شرکت کند. اما عکسها حتما باید قبلا در یک وبلاگ منتشر شده باشند. از آنجایی که من مدتی است به وبلاگم سر و سامان نداده‌ام و عکسهایی هست که دوست دارم در این فستیوال شرکت داده شوند ۱۰ عکسم را اختصاصا برای پروپیک‌نت در این پست منتشر می‌کنم :

۱٫

roshan-norouzi-(0)

۲٫

roshan-norouzi-(1)

۳٫

roshan-norouzi-(2)

۴٫

roshan-norouzi-(3)

۵٫

roshan-norouzi-(4)

۶٫

roshan-norouzi-(5)

۷٫

roshan-norouzi-(6)

۸٫

roshan-norouzi-(7)

۹٫

roshan-norouzi-(8)

۱۰٫

roshan-norouzi-(9)

من و POY

۵ اسفند ۱۳۸۸

20100217-poyi67-2707

اینکه یک عکاس عکسش را در جلسه داوری روی مونیتور داورها ببیند همیشه جالب است.

واقعا برایم جالب بود که در سایت رسمی جایزه POY در بخش عکسهای داوری روز چهارشنبه که عکسهای ایران قضاوت شده بود، یکی از عکسهای من روی مونیتور داوران دیده می‌شود و جالبتر اینکه در عکس دیگری هم همین عکسم در حالیکه توسط عکسهای برگزیده این بخش احاطه شده است، دیده می‌شود !

POY به شکل آنلاین داوری می‌شود و اگر کمی در برنامه زمان بندی دقت می‌کردم می‌توانستم از طریق کنفرانس آنلاین نظرات داوران را در مورد عکسم بدانم یا حداقل بدانم عکسم تا چه مرحله‌ای بالا رفته است. اما بهرحال دیدن این تصاویر از روز داوری، هم لذت بخش هم افسوس برانگیز بود. لذت بخش از آن جهت که عکسم دراین مرحله مورد توجه داوران قرار گرفته و افسوس برانگیز از این باب که شاید دیگر چنین موقعیتی نصیبم نشود.

20100217-poyi67-2706

عکسهای داوری POY67 را اینجا ببینید.

پی‌نوشت: امروز با مریم رحمانیان صحبت می‌کردم. داوری را آنلاین تماشا کرده و می‌گفت عکس من بخاطر اینکه تصویر زنان ایرانی را نشان می‌داده مورد توجه قرار گرفته بوده و توانسته بود تا مرحله سوم هم بالا بیاید.