به عمران برسان سلام ما را …
عمران را سلام برسانید آقای سید حسینی … دوستتان داریم.
عمران را سلام برسانید آقای سید حسینی … دوستتان داریم.
آخرین باری که خوشحال شدم زمانی بود که شنیدم افشین قطبی مربی تیم ملی شده. انتشار بیانیه عذرخواهی موج سوم از عکاسان دوباره خوشحالم کرد. چه فاصله طولانی برای شادیها داریم …
حرکت صنفی ما که با خروج از سالن برنامهی موج سوم آغاز شده بود با انتشار بیانیه رسمی عذرخواهی از جانب برگزار کنندگان به پیروزی رسید. از دیروز تابحال آنقدر مشغول نوشتن در فیس بوک و انتشار خبرهای مربوط به این حرکت صنفی و تماس با این و لابی با آن هستم که حتی فراموش کردم باید این خبر را در وبلاگم هم منتشر کنم!
بگذریم از اینکه برخی از دوستان بدشان نمیآمد از این آب گل آلود بهرهبرداریهای سیاسی خودشان را بکنند اما بسیار خوشحالم که حرکت صنفی و مدنی عکاسان مطبوعات در این مورد به پیروزی رسید و امیدوارم دوستان موج سومی هم یاد بگیرند که چگونه باید با اهالی رسانه برخورد کنند.
خواندن این بیانیهی عذرخواهی، خستگیها و بیخوابیهای این ۲۴ ساعت اخیر را از بین برد. بیانیهای که اگرچه تاحدی یکسویه نوشته شده اما میتواند راهگشای یک تعامل میان برگزار کنندگان برنامهها و عکاسان مطبوعات باشد. تعاملی که انجمن صنفی عکاسان مطبوعات ایران هم برای برقراری آن پیش قدم شده است.
این هم محض یادگاری : فایل صوتی گفتگوی مزروعی با عکاسان مطبوعات
ممنون از احسان ملکی برای ضبط این فایل
استعفای مایلی کهن پذیرفته شد. من این تیم ملی را دوست دارم …
حجت الاسلام سید محمود دعایی، سرپرست مؤسسه اطلاعات و محافظین میرحسین موسوی تلاش میکنند تا مانع از حضور عکاسان مطبوعات در داخل آسانسور حامل میرحسین موسوی بشوند. میرحسین موسوی دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸ در موسسه اطلاعات با اهالی فرهنگ و هنر دیدار و سخنرانی کرد.
نمیدانم وقتی یک عکاس برای انعکاس خبر، سلامتی خودش را به خطر میاندازد، برایش چه نامی میشود انتخاب کرد.. مجنون، دیوانه، عاشق، بیکار … !
ابتدای برنامه همگی اینجا ایستاده بودیم. روبروی جایگاه تشریفات. یگانهای مختلف در برنامههای رژه برای عبور از مقابل جایگاه تشریفات از سمت چپ وارد شده و از سمت راست جایگاه خارج میشوند. تمام برنامههای رژه در ابتدای صبح برگزار میشوند و آفتاب همیشه از شرق طلوع میکند… در نتیجه همهی یگانها پشت به آفتاب و همه ضد نور هستند !
این مسئلهی ساده سالهاست که عکاسان مطبوعات را برای پوشش خبری برنامههای رژه آزار میدهد. هرگونه تلاش در این سالها برای تغییر مکان جایگاه بیفایده بوده است.
در برخی موارد عکاسان اجازه پیدا میکنند برای پوشش بهتر برنامههای رژه از جایگاه رسانهها خارج شده در سمت چپ جایگاه قرار بگیرند. اگر چه شرایط نوری در این حال مساعد نیست اما عکاسان سالهاست که این مسئله را با خلاقیتهای خودشان حل میکنند. مسئلهی اصلی همچنان عدم وجود نگاه احترام آمیز به حرفهی عکاسی مطبوعاتی است.
عکاسان مطبوعات در برنامهی رژه یگانهای مختلف ارتش از یک داربست بالا رفتهاند تا بتوانند عکسی بهتر ثبت کنند.
وقتی یک عکاس برای انعکاس خبر، سلامتی خودش را به خطر میاندازد، برایش چه نامی میشود انتخاب کرد؟ … مجنون، دیوانه، عاشق، بیکار … !
پی نوشت: یادداشت محمد در این مورد.
محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران، رژه یگانهای مختلف ارتش جمهوری اسلامی ایران را در ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ (روز ارتش) تماشا میکند.
از سفر برگشتم. بیشتر تفریحی بود و بهمین خاطر زیاد از عکسها راضی نبودم. الان هم به شدت مشغول چک کردن ایمیلهای پاسخ نداده و پیجهای چک نشده هستم. زنده باد ADSL !
این عکسها باید چندین روز قبل منتشر می شد. اما عدم دسترسی به اینترنت باعث این تاخیر شد.

پویا و پوریا که با هم پسرعمو هستند در کنار سفره هفت سین دیده می شوند.عید نوروز تنها موقعی است که این دو پسرعموی شاد و شیطان را می توان اینگونه در کنار هم در صلح و صفا دید !

سه دختر ایرانی به پیام تبریک باراک اوباما رئیس جمهور ایالت متحده به مناسبت عید نوروز گوش می کنند. باراک اوباما پس از تحویل سال نو در ایران یک پیام تبریک تلویزیونی برای مردم ایران ارسال کرد و تاریخ و تمدن ایران را ستود.

محمد کوچکپور کپورچالی ، عکاس برجسته ی ایرانی و خالق عکس معروف کودک و بره، در گالری دایمی عکسهایش در کپورچال گیلان دیده می شود.

سه اردک در تالابی پوشیده از آفت که محلی ها به آن آفت ژاپنی می گویند مشغول شنا هستند. آفت ژاپنی مانع رسیدن نور خورشید به جانداران زیر آب می شود و محلی ها از این آفت بعنوان کود استفاده می کنند.

یک زن از اهالی آذربایجان ایران روسری محلی خود را که بنام “یایلیق” معروف است روی سر می اندازد. یایلیق حجاب اکثر زنان سنتی در آذربایجان به شمار می آید و هر زنی به نسبت سنش رنگ متفاوتی ازیایلیق را بر سر می کند.
اگر جایی هستید که اینترنت پر سرعت دارید حسابی قدرش را بدانید وگرنه مثل من برای نوشتن این یادداشت کوتاه ۴۵ دقیقه وقت تلف خواهید کرد!